داستان کولوش

«اینجا با چاشنی هنر همه چیز بیشتر مزه میده»
کولوش خودش را «آرت اکولوژ» مینامد: خانهٔ روستایی و کمپ گروهی با تالار چوبی آبی، دیوارهای گچی و کاهگلی، پنجرههای فیروزهای و باغی که سگها، مرغها و بچهها در آن میچرخند.
اینجا کارگاه هنری برگزار میشود، دورهٔ آشپزی در طبیعت، شب فیلم و چای در خانهٔ بهار و ریتریتهای آرام. «اکولوژ» در این سایت توصیف حالوهوای مکان است و ادعای گواهی محیطزیستی نیست.

اتاق
دیوار گچی سفید، سقف تیرچوبی، قالی قرمز و سبدهای بافتهٔ رنگی روی دیوار؛ با قفسهٔ کتاب برای صبحهای آهسته.

اتاق
اتاقی خنک و دنج زیر تیرهای چوبی، با پنجرههای آبی رو به باغ و نور ملایم عصر.

خانه
خانهٔ کاهگلی با پنجرهٔ فیروزهای؛ جایی برای کسی که میخواهد بنویسد، بکشد یا فقط به باران گوش بدهد.

کمپ
حلقهٔ چادرها در محوطهٔ باز، میز چای و صندلی تاشو، شبها آتش و آسمان پرستاره.

برای بچهها
فضای بازی کودکان: کاشت سبزی، چیدن میوهٔ فصل، بازی با تولهسگها و برداشتن تخممرغ از مرغدانی.

دورهمی
خانهٔ میزبانها؛ جای جمع شدن، چای، گفتوگو و شبهای فیلم.
از شکوفه تا برف؛ تقویمی که سایت کولوش با آن رنگ عوض میکند.
فروردین
باغ دوباره صورتی شد؛ سبزهها هنوز بوی سفره میدهند.

اردیبهشت
شالیزار آینه شده؛ نهالها یکییکی در آب مینشینند.

خرداد
مه صبح تا ایوان میآید؛ سبد پر از توت سرخ است.

تیر
همهچیز سبز است؛ حتی سایهٔ درخت روی آب.

مرداد
خوشهها سنگین شدهاند؛ آفتاب رنگ نشانِ کولوش است.

شهریور
ساقهها خشک شدهاند؛ همان کولوشی که بام خانه بود.

مهر
دیوار کاهگلی گرم است و پنجرهٔ فیروزهای باز.

آبان
باران روی سفال میخواند؛ انار روی سینی ترک برداشته.

آذر
درخت برگ ندارد، فقط خرمالو؛ و یلدا نزدیک است.

دی
پرتقالها زیر برف نارنجیترند؛ کتری روی اجاق میجوشد.

بهمن
جنگل سفید شده؛ فقط شمعدانی پشت پنجره قرمز مانده.

اسفند
بادام زودتر از همه بیدار شد؛ سبزه را دوباره خیس کن.

داستان کولوش

«اینجا با چاشنی هنر همه چیز بیشتر مزه میده»
کولوش خودش را «آرت اکولوژ» مینامد: خانهٔ روستایی و کمپ گروهی با تالار چوبی آبی، دیوارهای گچی و کاهگلی، پنجرههای فیروزهای و باغی که سگها، مرغها و بچهها در آن میچرخند.
اینجا کارگاه هنری برگزار میشود، دورهٔ آشپزی در طبیعت، شب فیلم و چای در خانهٔ بهار و ریتریتهای آرام. «اکولوژ» در این سایت توصیف حالوهوای مکان است و ادعای گواهی محیطزیستی نیست.

اتاق
دیوار گچی سفید، سقف تیرچوبی، قالی قرمز و سبدهای بافتهٔ رنگی روی دیوار؛ با قفسهٔ کتاب برای صبحهای آهسته.

اتاق
اتاقی خنک و دنج زیر تیرهای چوبی، با پنجرههای آبی رو به باغ و نور ملایم عصر.

خانه
خانهٔ کاهگلی با پنجرهٔ فیروزهای؛ جایی برای کسی که میخواهد بنویسد، بکشد یا فقط به باران گوش بدهد.

کمپ
حلقهٔ چادرها در محوطهٔ باز، میز چای و صندلی تاشو، شبها آتش و آسمان پرستاره.

برای بچهها
فضای بازی کودکان: کاشت سبزی، چیدن میوهٔ فصل، بازی با تولهسگها و برداشتن تخممرغ از مرغدانی.

دورهمی
خانهٔ میزبانها؛ جای جمع شدن، چای، گفتوگو و شبهای فیلم.
از شکوفه تا برف؛ تقویمی که سایت کولوش با آن رنگ عوض میکند.
فروردین
باغ دوباره صورتی شد؛ سبزهها هنوز بوی سفره میدهند.

اردیبهشت
شالیزار آینه شده؛ نهالها یکییکی در آب مینشینند.

خرداد
مه صبح تا ایوان میآید؛ سبد پر از توت سرخ است.

تیر
همهچیز سبز است؛ حتی سایهٔ درخت روی آب.

مرداد
خوشهها سنگین شدهاند؛ آفتاب رنگ نشانِ کولوش است.

شهریور
ساقهها خشک شدهاند؛ همان کولوشی که بام خانه بود.

مهر
دیوار کاهگلی گرم است و پنجرهٔ فیروزهای باز.

آبان
باران روی سفال میخواند؛ انار روی سینی ترک برداشته.

آذر
درخت برگ ندارد، فقط خرمالو؛ و یلدا نزدیک است.

دی
پرتقالها زیر برف نارنجیترند؛ کتری روی اجاق میجوشد.

بهمن
جنگل سفید شده؛ فقط شمعدانی پشت پنجره قرمز مانده.

اسفند
بادام زودتر از همه بیدار شد؛ سبزه را دوباره خیس کن.
